پاسخ به یک نظر
با سلام وعرض ادب
یکی از دوستان در بخش نظرات مطالبی را مرقوم فرموده اند که ای کاش شجاعت داشتند ونامشان را ذکر می کردند البته با توجه به تعهد اخلاقی که به نظر بنده باید در بحث اطلاع رسانی صورت گیرد واین موضوع که مبحث راه سازی مربوط به اداره راه است وهیچکس از ریاست محترم اداره راه وترابری شهرستان تشکر نکرده برخودم لازم دانستم در اینجا از ایشان سپاسگزاری کنم
نظر مورد بحث به شرح زیر ارائه شده است
سلام بسیار خوشحالیم که این اتفاق مبارک رخ داد اما آقای فرقانی از عدالت دولت خدمتگزار و انصاف آقای عابدی الگو بگیر حداقل من که هم در ستاد احمدی بودم و هم ستاد عابدی و تاحدودی بی ارتباط نیستم حداقل چند درصدی روهم به شخص امام جمعه محترم اختصاص می دادید یادمان باشد زحمات دیگران را با بی انصافی خودمان ،ننگ افتراق را شما در این زمان رقم نزنید،اسناد در دسترس(اخبار مستند،پیامک ها ،جلسات بدون هماهنگی با....)همگی حکایت از فتنه ای بزرگ در شهری متدین دارد.امیدوارم تا دیر نشده اصلاح کنید روز حساوی و اخروی نزدیک است
نظر فوق را می توان با توجه به رخ دادها وتحولات چند روز گذشته به چند بخش تقسیم نمود
الف: منتسب دانستن خودشان به ستادهای انتخاباتی دکتر احمدی نژادومهندس عابدی وموجه کردن این نظر
ب:ارتباط دادن اخبار مستند وپیامک وجلسات بدون هماهنگی با فتنه ای که معلوم نیست چه هست وکجا هست
ج:بی انصاف دانستن ومایه افتراق بودن خودشان که نمیدانم در پاسخ آن باید چه گفت؟؟؟
د:توجه به معاد وروز حساب که فکر کنم این قسمتش برای همه مفید است چون دیگر آنجا کسی خودش را از دیگران برتر نمی بیند وهمه در پیشگاه خدا مساویند هرچند اینجا ...
ه:این مورد را فراموش نکنم ایشان ما را تقسیم کننده سهم افتخار تصویب جاده دانسته اند ..جالب است ما خودمان بر این توانایی واقف نبوده ایم
اول باید پرسید چرا حضورشان را در دفتر عابدی وبه قول خودشان احمدی ادامه نداده اند..الحمدلله هر دو ستاد کاملا مردمی وبه دور از گرایش های راست وچپ یا همان محافظه کار واصلاح طلب بنا شده است واگر انحرافی هم رخ داده به خاطر منفعت طلبی های حضراتی بوده که خود خواهانه فقط خودشان را می بینند وبه خواسته های مردم ومحرومین توجهی ندارند.
وهمین ها در زمان جنگ هم در لاک خودشان خزیدند وماندند تا ببینند چه خواهد شدوهمین مردم که در نظرشان ارزشی ندارند با جان ودل مبارزه کردندوجان دادند
بنده بار ها به دوستان توصیه کرده ام که عطر آن است که ببوید نه آنکه عطار بگوید
یکی از دوستان توصیه می کرد آقا باید تبلیغات کرد ..باید فعالیت ها را بزرگ جلوه داد ..سر امام حسین-ع- با همین تبلیغات از تنشان جدا شد که بنده در پاسخ ایشان گفتم این طرز رفتار دشمن در بین مردم نادان کوفه جواب داد نه در مدینه وامروز هم مردم بشرویه بسیار فهیم وباهوش هستند این طرز نسبت ناروا به همشهریان نباید داد...
در گفتگوی دوستانه ای از حقیر خواستند تا با آقای عابدی صحبت کنم تا از صداقت خود با مردم دست بردارد وعنوان نمودند که ایشان نباید همه حرف ها را برای مردم تشریح کند باید سیاست داشته باشد ...در این نشست بنده عرض کردم اینکه شما می فرمایید سیاست نیست خیانت است مردم امروز به صداقت نیاز دارند گفتند:نمی شود باید سیاست را با مخفی کردن بعضی مسایل ارائه کرد که در جواب ایشان بنده گفتم ما برای همین وارد صحنه شده ایم که ثابت کنیم سیاست با صداقت می تواند همراه شود
اکنون هم که می فرمایند ما باعث فتنه در شهر شده ایم چون ما شا الله ده ها ساعت ملک وآب برای خودمان دست وپا کرده ایم وماشین های آن چنانی داریم.. واقعا چه رویی دارند
هنوز شاید دو هفته نشده که شایعه ای بر علیه نماینده و مبنی بر عدم همکاری ایشان بین مردم به صورت های مختلف منجمله پیامک منتشر کردند .... معلوم نیست از جان مردم چه می خواهند اصلا اگر بگوییم آقای عابدی برای شهرستان شدن وتصویب جاده طبس هیچ اقدامی نکرده اند شما آرام می گیرید مردم ما آرامش می خواهند امنیت روانی می خواهند تکلیف سیاست در حوادث اخیر روشن شد ودیگر حنای خیلی ها رنگی ندارد امروز همشهریان به جای سیاست به سلامت نیاز دارند سلامت روحی وآسایش روانی ...کار نداریم بعضی ها فقط هنرشان تلخ کردن شیرینی خدمات دولت بر کام نحرومان ومردم است وفقط بلدند همه را نا امید کنند که اگر چنین وچنان شود ما اینکار میکنیم و...امروز باید دست در دست هم برای آبادانی وتوسعه شهرمان قدم برداریم وبه جای بهانه جویی فکر کنیم که یک ساعت فکر کردن ازهفتاد ساعت عبادت بهتر است
در انتهای مطلب داستان جالبی به ذهنم رسید که مرتبط با این موضوع است:
گویند بهلول از کوچه ای می گذشت..توجهش به ساختمانی جلب شد که شکوه وعظمت خاصی داشت از معمارسوال کرد:این جا قرار است چه باشد؟ معمار گفت:مسجد بهلول پرسید:بانی اینجا چه شخصی است چرا نامی از او بر سردر مسجد نیست؟معمار پاسخ داد:نخواسته نامش فاش شود گفته انسان وقتی کاری برای خدا انجام میدهد که نامش را برای خلق خدا عرضه نمیکند واین کار برای ریا نیست....بهلول فردای آن روز لوحی سنگی در دست داشت وبه معمار گفت این لوح را بالای درب نصب کن معمار پذیرفت بر لوح نوشته شده بود:مسجد بهلول ..سال ساخت سنه فلان...
خیر محترم برای سرکشی به مسجد آمده بود وقتی نام بهلول را دید برآشفت وخواست بهلول را آوردند وحسابی از خجالتش در آمد -بهلول را فلک کرد- بهلول فریاد زد اگر این مسجد را برای خدا ساخته ای چه کار داری که نام که بر سر درب آن باشد .
منوی اصلی
نوای خوش
موضوعات
آرشیو ماهانه
آمار
125 نوشته

9 موضوع

114 نظر




بدون نظر
ارسال نظر