یک شعر جالب و انتقادی از کویر نوردی
شعر زیر را در بخش نظرات در یافت کردیم حیفمون آمد در بخش نظرات باشه وبه کویر نوردان تقدیم میکنیم
با تشكر از آقاي بهمن حروفي ابراهيمي از تهران كه در وصف مشكلات هفتمین همايش کویرنوردی شعري سرودند:
اگر دستم رسد بر چرخ گردون از او پرسم که این چون است وآن چون
یکی آورده ای در اول صف ز پشت خیل مردم همچو شاهون
همو را داده ای شصت تا عدسی بدون کم و کاست و برخی افزون
یکی او ایستاده اول صف به چشم ودست او خواهش فراوون
مودب ایستاده بهر قوتش چرا که هستش او از خیل تهرون
ولیکن آخر کار او نصیبش شده شش قاشق چینی ارزون
به جای سفره پر از عدسی نشستیم دور آتش شاد و خندون
و لیکن آمدند مامور تینی که واجب شد بلال از بهر مهمون
به پختن گشت مشغول اهل این قوم که شاید پر کند اشکم فراوون
نبیند روی دشمن حاصل کار بلال همچو سنگ چشم پر خون
نمی خوردند اشترها به صحرا چنانین ذرت سنگین و داغون
بشد یک مجلس فکریه بر پا که تا تهرون نشد از لیست بیرون
به صبح روز فردا اول وقت فرستاده بشد ده مرد مردون
که تا شاید بگیرد سهم ما را ناهار روز دوم، خیلی آسون
رسیدند اول ، آن مردان جنگی به حق خواهی خروشان همچو کارون
و لیکن آن خداوند غذاها بگشته بود اینک مرد لیست خون*
نیاید دیگر این لشگر به کاری که باشد لیست ما تقدیر گردون
خلاصه آخرش اول بگشتیم ز آخر ، باز هم با لطف یزدون
بهمن حروفی ابراهیمی
منوی اصلی
أینَ عَمّـــار؟!
موضوعات
آرشیو ماهانه
- February 2012
- January 2012
- December 2011
- November 2011
- October 2011
- September 2011
- August 2011
- July 2011
- June 2011
- May 2011
- April 2011
- March 2011
- February 2011
- January 2011
- December 2010
- November 2010
- October 2010
- September 2010
- August 2010
- July 2010
- June 2010
- May 2010
- April 2010
- March 2010
- February 2010
- January 2010
- December 2009
- November 2009
- October 2009
- September 2009
- آرشیو کامل ماهانه
آمار
438 نوشته

10 موضوع

734 نظر




بدون نظر
ارسال نظر