شعر کویر
برقص شعله به شعله درون این مجمر
برقص آتش پنهان زیر خاکستر
کویر گرمتر از لحظه همآغوشی
کویر تشنه دامن کشیده تا بندر
مرا به شیوه شنهای داغ، جاری کن
به چشمههای فریبنده معطر
تو مثل مادر، دلسوز کاروانهایی
پناهشان بده از بادهای غارتگر
که همچنان بلد راه هر چه قافلهاند
ستارههای تو این شب چراغهای سفر
هزار و یکشب مشرق زمین، حکایت توست
که شهرزاد نگفته است قصهای دیگر
درخت کهنه و خشکیدهای ست پیکرهام
که زخم خوردهام از دوستان تبر به تبر
اینقدر این شعر زیبا بود که اگر ذکر ان نمیشد کم لطفی بود وبس
+
نوشته شده در 02.10.2010 ساعت 15:41 توسط محمد فرقانی
| مربوط به موضوع اخبار همایش ملی کویر نوردی
منوی اصلی
أینَ عَمّـــار؟!
موضوعات
آرشیو ماهانه
- May 2012
- April 2012
- March 2012
- February 2012
- January 2012
- December 2011
- November 2011
- October 2011
- September 2011
- August 2011
- July 2011
- June 2011
- May 2011
- April 2011
- March 2011
- February 2011
- January 2011
- December 2010
- November 2010
- October 2010
- September 2010
- August 2010
- July 2010
- June 2010
- May 2010
- April 2010
- March 2010
- February 2010
- January 2010
- December 2009
- November 2009
- October 2009
- September 2009
- آرشیو کامل ماهانه
آمار
521 نوشته

10 موضوع

962 نظر




یک نظر
محمد
عالی بود
بسیار زیبا
ارسال نظر